۲۷ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

بیانیه مطبوعاتی

دفاع از حق تحصیل
وظیفه قانونی وزارت علوم و همه مسئولان کشور است
شاید حافظۀ بعضی افراد اندکی ضعیف باشد و به خاطر نیاورند که افرادی که امروز از وزارت علوم می‌خواهند دانشجویان ستاره‌دار را دوباره اخراج و تبعیض آموزشی را مجددا احیا کنند، همان کسانی‌اند که طی سالهای سیطره دولت پیشین بر نهاد علم، وجود دانشجویان ستاره‌دار را انکار می‌کردند. ایشان در اشتباه‌اند چون که ابعاد پروژه پاکسازی دانشگاه و محروم کردن دانشجویان از تحصیل به ویژه در سالهای 85 تا 92 آن‌قدر گسترده بود که هر چه کوشیدند نتوانستند پنهان‌اش کنند و وقتی آرام آرام اخبار به گوش ملت رسید آن‌قدر وجدان عمومی را آزُرد که به سرعت لغو این پروژه به یکی از خواسته‌های مهم افکار عمومی تبدیل گشت.
مردم نیک به یاد دارند که در همین راستا در دو انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر مسألۀ دانشجویان ستاره‌دار یکی از محورهای بحث‌هایی بود که همۀ کاندیداها خود را ناچار می‌دیدند دربارۀ آن اعلام موضع کنند. در انتخابات سال 88 تنها یکی از کاندیداها که خود مجری و مسئول ستاره‌دارکردن‌ دانشجویان بود آن را از اساس انکار کرد و در مقابل آن سه کاندیدای دیگر به خاطر ستاره‌دارکردن‌ها از وی انتقاد کردند و قول بازگرداندن دانشجویان ستاره‌دار را به دانشگاهها دادند. نظیر همین وضعیت در انتخابات سال 92 پیش آمد با این تفاوت که این بار یکی از کاندیداهایی که منتقد ستاره‌دار کردن دانشجویان بود به مقام ریاست جمهوری کشور رسید.
شورای دفاع از حق تحصیل بر این باور است که رئیس جمهور کنونی باید به وعدۀ خود عمل کند و همچنین آنانکه تا دیروز وجود دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل را انکار میکردند، راه را بازکنند و بگذارند هوا تازه شود.
اینک باید از دروغگوها خواست که از دروغهای خود در پیشگاه ملت ایران عذرخواهی کنند و به رأی قاطع ملت به پایان ستم‌ها و ظلم‌ها تسلیم شوند، گوش‌های خود را شستشو دهند تا پیام روشن آن رأی را بشنوند و اجازه دهند تا دولت به وعده‌هایش و وظیفه‌اش عمل کند.
 دیروز گوی و میدان در اختیار ایشان بود و بد کردند؛ در حق دانشگاه و دانشجو ستم کردند؛ هر سال عده‌ای از برندگان کنکور در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری را در روندی کاملا خلاف همه قوانین کشور ستاره‌دار و بسیاری از  دانشجویان مقطع کارشناسی را از تحصیل محروم کردند کردند و کنار گذاشتند و در عین حال از اساس وجود دانشجویان ستاره دار را تکذیب کردند.
در مقابل در روندی کاملا سیاسی سه هزار و هفتصد نفر از وابستگان خانوادگی و نزدیکان سیاسی شان را بدون کنکور، بدون ‌در نظر گرفتن شرایط علمی، شرط معدل و سایر شروطی که در قانون تصریح شده است، از جیب ملت و به صورت کاملا غیرقانونی بورسیه دکترا هبه کردند و همزمان که اساتید شایسته کشور را بازنشسته اجباری و اخراج می‌کردنند، این نورچشمی‌ها و اعضای خانواده‌هایشان را به عنوان اعضای هیئت علمی دانشگاه ها گماردند.
شورای دفاع از حق تحصیل از تاسیس خود در سال 1387 تاکنون بارها بر وجود دانشجویان ستاره دار و غیرقانونی بودن این روند تاکید کرده و هر ساله کوشیده این ظلم آشکار و تبعیض آموزشی را افشا و در مسیر احقاق حق دانشجویان محروم از حق تحصیل کوشش نماید. شورا، از بازگشت دانشجویان ستاره دار به دانشگاه ها و پایان دادن به تبعیض و آپارتاید آموزشی در سالهای گذشته حمایت می‌کند و دفاع از حق انسانی تحصیل و برچیدن تبعیض و آپارتاید آموزشی را وظیفه قانونی وزارت علوم و همه مسئولان کشور میداند و از تلاشهای وزارت علوم در این زمینه حمایت می‌کند.
شورا همچنین از تلاش مقامات وزارت علوم در بررسی پرونده بورسیه های غیرقانونی حمایت می‌کند و از آنان می‌خواهد اولا اسامی تمامی هبه شدگان بورسیه های غیرقانونی را برای اطلاع عموم مردم منتشر و موارد غیرقانونی را در پرونده‌های هر یک احصا نمایند و دوما پس از بررسی مجدد پرونده‌های این افراد با استثنا کردن کسانی که احیاناً شایستگی‌های لازم را داشته‌اند باقی را قاطعانه و بدون توجه به مناصب و وابستگی‌های سیاسی شان اخراج نمایند. آنان البته مانند همۀ شهروندان ایران برای همیشه برخوردار از حق تحصیل خواهند بود اما ابتدا باید شایستگی‌های علمی‌شان را برای ورود به دانشگاه اثبات نمایند.
شورا پیش از این تاکید کرده است که محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نظیر بندهای 3، 9 و 14 اصل سوم و اصول 19، 20، 22، 30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتاً می‌گوید:«تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی‌ام قانون اساسی ایران که دولت را به تسهيل و تعميم آموزش عالي و همچنین گسترش وسایل تحصيلات عالي رايگان برای «عموم ملت موظف» کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی، دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار کند.
همچنین دولت ایران مستند به کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جنایات آپارتاید و قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون، مصوب مجلس شورای اسلامی و همچنین تعهدات بین المللی خویش به ویژه اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، موظف است از هرگونه اعمال تبعیض سیاسی و عقیدتی در برخورداری عموم شهروندان از حقوق قانونی شان جلوگیری نماید و اعمال کنندگان آن را مطابق قانون مجازات نماید.
بر این مبنا شورا از مقامات دولت کنونی می‌خواهد که از دفاع از آزادیهای دانشگاهی کوتاه نیاید و همچنان که قول داده اند، ستاره‌دار کردن دانشجویان را از اساس برچیند و خاتمه دهد.
دولت جدید  تاکنون قدمهایی در جهت احقاق حق دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل برداشته و امکان ادامه تحصیل صدها دانشجوی محروم از تحصیل منجمله اکثر دانشجویان ستاره دار سالهای 90، 91 و 92 را میسر کرده است. با این حال همچنان بسیاری از دانشجویان ستاره، به ویژه ستاره دارهای سالهای 85 تا 90، نتوانسته اند به دانشگاه بازگردند. بسیاری از دانشجویان محروم از تحصیل که در دوره قبل به صورت متمادی از تحصیل تعلیق و نهایتا از دانشگاه اخراج شده اند، همچنان پشت در دانشگاه ها مانده اند و همچنان قبول شده گان کنکور کارشناسی ارشد پیش از علام نتایج به نهادهای امنیتی فراخوانده شده و بازجویی میشوند.
شورا از دولت، وزیر علوم و شخص رئیس جمهور می‌خواهد با جدیت بیشتر و بی تفاوت به هرگونه فشارهای سیاسی به وظیفه خود عمل نمایند، از حق انسانی تحصیل دفاع کنند، روند سیستماتیک نقض حقوق آموزشی شهروندان را پایان دهند و امکان بازگشت همه دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاه ها را میسر سازند. شورا همچنین از نمایندگان مجلس می‌خواهد به سوگند خود در دفاع از حقوق قانونی ملت پایبند باشند و از هرگونه تلاش برای پایان دادن به نقض حقوق دانشجویان و استیفا حق مردم دفاع کنند.
شورا به ستیهندگان با نهاد علم و دانشگاه نیز یادآور می‌شود  که دانشجویان ستاره‌دارِ دیروز و امروز در صورت تشدید برخوردها، تحدید آزادیهای آکادمیک و احیای دوبارۀ پروژه محروم سازی آرام نخواهند نشست. مردم عزیز ایران شاهدند که در سال تحصیلی گذشته که دولت یازدهم روی کار بوده است دانشگاههای ایران یکی از آرام‌ترین دوره‌ها را تجربه کرده اند. همگان شاهد باشند که هجمه به دانشگاه که اینک از سوی گروه انگشت ‌شماری از نمایندگان مجلس هدایت می شود می تواند آغازی باشد بر برهم‌خوردن نظم و آرامش دانشگاهها. شورا به آن‌ دسته از مسئولان سابق هم که وابستگان خود را بورسیه دکتری کرده‌اند هشدار می‌دهد منافع ملی و قانون اساسی را قربانی منافع شخصی و خانوادگی و باندی خود نکنند و  چوب لای چرخ وزارت علوم و دولت نکنند.

شورای دفاع از حق تحصیل همچنین از مقامات مستقر در دولت و مجلس می‌خواهد به دور از هرگونه گرایش و نگرش سیاسی، حق آزادی های آکادمیک و استقلال نهاد دانشگاه از دولت را به رسمیت شناسند، آن دسته از روسای دانشگاه ها و مسئولانی که در سالهای گذشته به ابزاری برای فشار بر دانشگاه و تصفیه سیاسی دانشجویان و اساتید مستقل و منتقد شده بودند را از کار برکنار نماید و پایبندی خود به حق طبیعی و انسانی تحصیل را اثبات نماید.

۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

یادداشت رسیده

ستاره‌دار کردن دانشجویان و بورسیه‌های غیرقانونی؛ دو روی یک سکه

دولت احمدی نژاد مهم‌ترین سیاست‌هایش را در حوزۀ وزارت علوم هشت سال از دید مردم پنهان می‌کرده است: محروم از تحصیل کردن منتقدان و بورسیه کردن موافقان و نزدیکان دولت بدون توجه به صلاحیت‌های علمی آن‌ها.
وقتی دانشجویی ستاره‌دار می‌شد از او به طور خصوصی می‌خواستند که با رسانه‌ها مصاحبه نکنند و دربارۀ مسألۀ گزینشی‌اش به کسی چیزی نگویند. دانشجوی ستاره‌دار در هستۀ مرکزی گزینش یا حراست دانشگاه تهدید می‌شد که اگر مصاحبه کند دیگر هرگز مشکل‌اش حل نخواهد شد یا حتی ممکن است مشکلات دیگری پیدا کنند. اما بسیاری از دانشجویان ستاره‌دار به این وعده و وعیدها اهمیت ندادند و افکار عمومی را از ماجرا مطلع کردند، آن‌ها در واقع ظلمی را که احساس کرده بودند فریاد زدند. برای گروهی از محرومان از تحصیل به ویژه در سال‌های 87 تا 89 به سرعت پرونده‌سازی شده و ایشان را با اتهاماتی واهی به سالها زندان محکوم کردند. اما برای همگان روشن بود که هدف از این بگیر و ببندها تنها یک چیز بود: خفه کردن صدای ستاره‌دارها.
کسانی که بدون بررسی صلاحیت علمی بورسیه شدند تا با هزینۀ دولت در دانشگاههای داخلی یا خارجی دکترا بگیرند و بعدتر استاد دانشگاه شوند، هم طبیعی بود که دربارۀ فرایند غیرقانونی بورسیه شدن‌شان به کسی چیزی نگویند و نگفتند. آنان چیزی برای افتخار نداشتند.
به این ترتیب در هر سال از دولت احمدی نژاد صدها نفر ستاره‌دار و صدها نفر دیگر بورسیه شده‌اند. تعداد دانشجویان ستاره‌دارِ تاکنون اعلام نشده است. اما برآوردها حاکی از ستاره‌دار شدن حدود 2000 نفر در دورۀ احمدی نژاد است. تعداد بورسیه‌های غیرقانونی را در ماههای گذشته حدود 3000 نفر اعلام می‌کردند اما این روزها از رقم وحشتناک 4000 بورسیۀ غیرقانونی یاد می‌شود!
روشن است که اگر دولت تغییر نمی‌کرد این روندها همچنان با گستردگی ادامه می‌یافت. اینک بورسیه‌های غیرقانونی به یک معضل وزارت علوم تبدیل شده است. اولاً دانشگاههای کشور نیازی به این همه هیأت علمی ندارند. دوماً بیشتر این افراد صلاحیت علمی ادامه تحصیل در مقطع دکترا و طبیعتاً تدریس در دانشگاهها را ندارند. سوماً روال بورسیه شدن این افراد غیرقانونی بوده و وزارت علوم می‌خواهد برای نهادینه کردن قانون‌گرایی هم که شده اقدامی انجام دهد. چهارماً وقتی صلاحیت علمی این افراد بررسی نشده است روشن است که عدۀ دیگری وجود دارند که صلاحیت علمی دارند و بورسیه نشده‌اند. به نظر می‌رسد اخلاقاً باید این افراد را به بورسیه‌شده‌های کنونی جایگزین کرد.
دشواری وزارت علوم از این‌جا است که این سه تا چهار هزار بورسیۀ غیرقانونی معمولاً به کسانی اهدا شده است که روابطی با مسئولان و افراد صاحب نفوذ دارند. در یک سال گذشته پشتیبان‌های این افراد در مناصب گوناگون مدام به وزارت علوم فشار آورده‌اند که از این پرونده چشم‌پوشی کند. اینجا و آنجا شنیده می‌شود که بیشترین فشاری که نمایندگان مجلس به فرجی‌دانا و معاونان او وارد کرده‌اند سر همین پرونده‌ها است. به ویژه که دختر وزیر علوم دولت دهم و پسر وزیر علوم دولت نهم نیز از زمرۀ کسانی‌اند که به طور غیرقانونی بورسیه گرفته و هیأت علمی شده‌اند.
مخالفان وزیر علوم اما دایم فرافکنی می‌کنند و به مشاور عالی وزیر علوم گیر می‌دهند که به فتنه 88 نزدیکی دارد یا ایراد می‌گیرند که چرا درِ دانشگاهها را به روی دانشجویان ستاره‌دار بازکرده‌اند یا ادعا می‌کنند که آرامش دانشگاهها به هم خورده است که پوچ‌ترین ادعای ممکن است و واقع امر این است که در دانشگاهها هم کاملاً به روی ستاره‌دارها بازنشده و همچنان عدۀ زیادی محروم از تحصیل به دانشگاهها راه نیافته‌اند. اخیراً هم یکی از سردمداران استیضاح وزیر علوم ارتباط این استیضاح را با ماجرای بورسیه‌های غیرقانونی انکار کرده است تا مبادا کسی خیال کند آن‌ها مشاور عالی وزیر و دانشجویان ستاره‌دار را  گروگان گرفته‌اند که مسألۀ بورسیه‌های غیرقانونی‌شان حل شود.
ظاهراً وزیر علوم به تهدیدهای این عده وقع چندانی ننهاده است و تا پای استیضاح خود ایستادگی کرده است. این استیضاح می‌تواند فرصتی برای وزیر علوم و رییس جمهور باشد تا از تریبون مجلس ماجرای فساد گسترده در وزارت علوم دولت قبل را برای مردم شرح دهند و ابعاد آن را برای طیف گسترده‌ای از مردم بازکنند.
دو پروژه‌ای که در این یادداشت درباره‌اش سخن گفتیم یعنی ستاره‌دار کردن منتقدان و بورسیه‌کردن وابستگان را باید دو روی یک سکه دانست که در کنار پروژه‌های دیگر دولت احمدی نژاد در حوزۀ آموزش عالی بزرگ‌ترین ضربه را از زمان تأسیس دانشگاه در ایران بر این نهاد وارد ساخته‌اند. اینک زمان بازسازی دانشگاه با کمک دانشگاهیان است و اولین شرط موفقیت در این راه، ایستادگی در برابر همان کسانی است که هشت سال به دانشگاه توهین کرده‌اند.